یکشنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۱۰

اهلش هستی ؟

سال، سیاه است.
چون دیدگان ِ پر نورت.
چون موهای مجعد به هم پیچیده ات.
و عاشقی در سال ِ سیاه ،
شجاعت می خواهد.
اهلش هستی ؟

چهارشنبه ۳ فوریهٔ ۲۰۱۰

زندگی - فوتبال

می چینمشان روبرویم پیش از خوردن.
یکی صورتیه کمرنگ است
سه تاشان سفیدند، دو تا دایره و یک بیضی
یکی هم تپل است و زرد شفاف
یکی هم سرخابیست ( این یکی را هراز گاهی که نیاز می شود می خورم)

***

قرار است هیچ کدام از داروها را یادم نرود
قرار است دیگر پیاده روی طولانی نکنم
قرار است کار خانه را سبک کنم
قرار است استراحت کنم از نوع مطلقش!

***

خواسته اند با درد و بیماری مدارا کنم که کار به جراحی نکشد
به جراحی بکشد سخت می شود، مرگ می شود.
من هم مدارا می کنم. حداقل سعی ام را می کنم!
اما ... اما لعنتی ها مگر می شود وقتی فردا بازیه دربیست ؟


پ.ن : من چه طور فردا بالا و پایین نپرم از خوشی بعد از گلهای استقلال ؟!

دوشنبه ۱ فوریهٔ ۲۰۱۰

جنگ

خسته ام از این همه جنگ ، خسته ام

هر روز ِ من به جنگ می گذرد
یک روز می جنگم برای کشورم
یک روز می جنگم برای آزادی
یک روز می جنگم برای حقم
یک روز می جنگم برای رایم
یک روز می جنگم تا دخترم غذایش را بخورد
یک روز می جنگم تا دخترم زودتر بخوابد
یک روز می جنگم ... یک روز می جنگم ...
جنگ جدید هم بر مبارک
از امروز برای یک روز بیشتر زنده ماندن هم می جنگم!

یکشنبه ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

پرسه در مه

بیا در مه پرسه بزنیم
که بودنت را
بدانم
پیش از این که ببینم.

سه‌شنبه ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۰

سیاهی

برای سیاه ِ مژگانت
می توان
دوباره لیلا شد.

شنبه ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۱۰

دزد

وقتی نگاهت را
از نگاهم می دزدی
چگونه چشمانت را ترانه کنم؟

چهارشنبه ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰

نرگس

شرمنده ی صداقت آینه می شوم
وقتی
بی نظیریه چشمانم را ، به رخم می کشد.