می چینمشان روبرویم پیش از خوردن.
یکی صورتیه کمرنگ است
سه تاشان سفیدند، دو تا دایره و یک بیضی
یکی هم تپل است و زرد شفاف
یکی هم سرخابیست ( این یکی را هراز گاهی که نیاز می شود می خورم)
***
قرار است هیچ کدام از داروها را یادم نرود
قرار است دیگر پیاده روی طولانی نکنم
قرار است کار خانه را سبک کنم
قرار است استراحت کنم از نوع مطلقش!
***
خواسته اند با درد و بیماری مدارا کنم که کار به جراحی نکشد
به جراحی بکشد سخت می شود، مرگ می شود.
من هم مدارا می کنم. حداقل سعی ام را می کنم!
اما ... اما لعنتی ها مگر می شود وقتی فردا بازیه دربیست ؟
پ.ن : من چه طور فردا بالا و پایین نپرم از خوشی بعد از گلهای استقلال ؟!